سيد جلال مصطفوى كاشانى

438

مجموعه آثار دكتر سيد جلال مصطفوى كاشانى ( فارسى )

ششم : آنكه اگر كسى سخن ضعيف يا سخيف و يا باطل گويد بر او صريحا انكار ننمايد ، و ردّ مطلق نكند و او را خجل و شرمنده نگرداند و معارض نشود ، خصوصا در مجمع بلكه حتى المقدور محملى نيكو و توجيهى شايسته براى آن نمايد و به ملايمت به حسن كلام گويد : « آنچه مىفرماييد شايد قول بعضى باشد و يا در وقتى يا مزاجى و يا حالتى خاص ، نه قول جمهور و عام و لكن در اين محل و موقع چنين بايد و يحتمل كه اين بهتر باشد » . هفتم : آنكه چون به نزد بيمارى رود يا بيمارى نزد وى آيد و رجوع به دو آورد و قبل از آن طبيب حاذق و ماهرتر از او متوجه معالجه او بوده و تدابير او همه پسنديده بوده ، خصوص آنكه رو به صحبت آورده باشد به لطف كلام و بشاشت تمام به او بگويد : « دست از معالجه او نبايد برداشت كه او از من بهتر است بلكه رجوع به همان بايد داشت و ان شاء اللّه عن قريب صحت تام حاصل خواهد گشت » . هشتم : آنكه چون بيند كه طبيب متوجه معالجه مريضى است و او بر خطا است و رأى صائب ندارد در خلوت و غايبانه به مريض و يا اوليا و پرستارانش اظهار نمايد كه او بر خطا و غلط است به طبيب ديگر رجوع نمايد . نهم : اگر مريضى به دو رجوع آورد و او را معتقد به خود نداند و متزلزل و دودل و مايل به ديگرى بيند و يا آنكه سخن ناشنو و ناپرهيز باشد كه آنچه گويد به خلاف آن به‌عمل آورد ، از او و يا از اوليا و پرستاران او عذر بخواهد و گويد : « به طبيب ديگر رجوع بايد آورد » و اگر بنا بر بعضى جهات ، قبول ننمايد لابد گويد : « مضايقه ندارم و من هم شريك خواهم بود » و به‌تدريج ، دست بكشد و يا بنا بر مصلحت تمارض نمايد و خود را بدنام نكند . دهم : آنكه چون مريضى به دو رجوع آورد و او را انواع تدابير نمايد رو به صحّت نياورد و به طول انجامد ، به حسن خلق و گشاده‌رويى از او و يا اوليا و پرستاران او عذرخواهى نمايد و گويد : « شايد شفاى ايشان مقدور به دست ديگرى باشد » ، يك دو روزى بر طبيعت واگذارند و تدبيرى نكنند پس به طبيب ديگر كه طبيعت خود راغب و مايل به او يابد و يا آنكه استخاره به نام او خوب آيد و اگر خود طبيب ماهرتر در معالجه و حاذق‌تر داند و بيند گويد به دو رجوع نمايد و بالجمله لجاجت در معالجه ننمايد و كار او را تباه نسازد . يازدهم : آنكه در امر درمان تعصب روا ندارد و برحسب سن و فصل و مكان و زمان و نوع بيمارى به مداوا مشغول شود و هميشه از داروهاى ساده و كم‌ضرر شروع كند ، سپس به داروهاى قوى يا مركب و اختلاط چند دارو بپردازد . دوازدهم : آنكه ايستادگى بيش از حد در يك نوع دارو ننمايد ، به‌طورىكه طبيعت با آن انس گيرد و اثرات دارو ضعيف شود ، بلكه اگر پس از چندى دارو اثر نكرد آن را تغيير دهد .